زين العابدين شيروانى
617
بستان السياحه ( فارسي )
و در عدل و داد سعى بليغ مىنمود با رعايا بطريق اخوّت و برادرى سلوك مىفرمود و در منزل او جز حصيرى و كوزهء چيزى نبود راجه جيپال آن شهريار باراى و تدبير بود و دولت راجهاى قنّوج را منقرض نمود و او بدست ملوك غور افتاد راقم كويد كه مراد از ذكر ايشان راجهاى ذو الاقتدار بود و الّا در كشور هند ملوك نامدار بسيار بودند و بعضى از ايشان به راجهء ديكر منقاد نشدند بعد از ظهور ملّت بيضا تا حال راجهاى عظيمالشّأن بودند و حكومت مىنمودند و اكنون نيز در بعضى بلادش مىنمايند در كتب تواريخ مسطور است كه اوّل كسى كه از اهل اسلام بدان مقام درآمد مهلب بن ابى صفرهء ازدى بود و بعد محمّد بن قاسم داماد و ابن عمّ حجّاج به طرف ملتان عزيمت نمود و سند را مستحضر ساخت و در آنجا رحل اقامت انداخت و بعد از آن ملوك سامانيّه بدان كشور برآمدند آنكاه سلاطين غزنويّه در ملك سند و پنجاب مقتدر شدند و سلطان محمود تا سرحدّ دهلى مسخّر كرد و خسرو ملك كه آخر ملوك غزنويّه بود از بيم ملوك غور لاهور را دار الملك نمود و سلطان شهاب الدّين بعد از قتل راجه پتور قطب الدّين ايپك را كه غلامش بود سردار نمود بصوب هند ارسال داشت و قطب الدّين اكثر بلاد پنجاب و غيره را تصرّف كرده لواى اقتدار در آن ديار برافراشت و ده نفر از اولاد قطب الدّين مدّت هشتاد سال حكومت نمودند آنكاه ملوك خلج ظهور كردند و چهار نفر از آنها مدّت سى و سه سال حكومت نمودند و بعد طايفهء تغلق شاهيّه خروج كردند و مدّت نود و شش سال هشت نفر از آن فرقه سلطنت يافتند و بعد از آن ملوك خضرخانيّه بدان ديار شتافتند و چهار نفر از ايشان مدّت چهل و يك سال پادشاه شدند آنكاه ملوك لوديّه ظهور كردند و سه نفر ايشان مدّت هفتاد و سه سال حكومت نمودند مقارن دولت لوديّه طايفه سيوريّه بدان ملك درآمدند و هشت نفر از ايشان مدّت پانزده سال پادشاه شدند و در اثناى سلطنت آن جماعت ملوك تيموريّه ظهور نمودند اوّل ايشان بابر بن بانيقر بود و آخر ايشان محمّد شاه كه نادر شاه و احمد شاه دولت آن فرقه را به آخر رسانيدند اكنون چندين فرقه در آن كشور سلطنت مىكنند اوّل طايفهء افغان ايشان در ملك پيشاور و كابل و بعضى از بلاد سند حكومت كذارند دويّم فرقهء بلوچ ايشان در اكثر بلاد هند اقتدار دارند سيّم طايفهء سنكان ايشان در ملك ملثان و لاهور و كشمير و جميع پنجاب حكومت مىكنند چهارم جماعت راجپوت ايشان در ملك مالوه و غيره راجهاند پنجم فرنكان ايشان در اكثر بلاد بنكاله و بنادر دكن و كجرات دور اغلب جايهاى مرغوب مشهور مقتدرند ششم فرقهء مرهته در ملك برهانپور و دولتآباد سرورند هفتم ملوك حيدرآباد كه از اولاد نظام الملك مىباشند ولايت اورنكآباد و بيدر و تلنك را دارند هشتم راجهاى بروده كه در بعضى بلاد دكن حكومت كذارند نهم راجهاى جىنكر و جىپور كه در ملك خويش استقلال دارند دهم راجهاى بىكيز كه در غايت جاه و جلال حكومت مىكنند و غير از اين ده فرقه در كوشه و كنار بسيار و بر احدى سر اطاعت فرونمىآورند اكنون بدانكه ارباب ملل مختلفه و اصحاب مذاهب متفرّقه در آن ديار بسيارند اوّل طايفهء هندوان ايشان سواد اعظم آن ديارند دويّم اهل سنّت و جماعت ايشان نيز امّت بيشمارند سيّم فرقهء اماميّه اكرچه ايشان از شماره بيرونند امّا در اماكن متفرّقه مسكونند چهارم كروه سنكان ايشان مذهب جديد دارند و در ملك پنجاب و كشمير و ملتان در نهايت اقتدارند پنجم جماعت اسماعيليند ايشان از ساير فرق كمترند ششم زردشتىاند از فرقهء اسماعيلى فروترند هفتم قوم پنج بيران ايشان در جبال كشمير و غيره سكونت دارند و غير از اينها كه مذكور شد طوايف مختلفه در آن ديار بسيارند بالجمله مملكت وسعتآباد و كثرتبنياد است و بعضى كفتهاند كه بعضى بقاع آن بهترين ربع مسكونست و بجهة آنكه چون حضرت آدم ( ع ) بامر اهبطوا از بهشت بيرون آمد و بر يكى از جبال سرانديب كه از توابع ملك هند است قرار كرفت و پيكر لطيف و عنصر شريف حضرت آدم ( ع ) در هواى بهشت عنبرسرشت الفت كرفته بود پس بايد كه در مقامى آن حضرت فرود آيد كه به هواى بهشت مناسبت داشته باشد تا نتواند زندكانى نمود و الّا اكر انتقال لطيف بر كثيف ناكاه وفقه كردد باعث افتراق اجزاء شود و نقل شده از مسعودى و غيره كه الهند فى عقولهم و سياستهم و حكمتهم و الوانهم و صحّة امزجتهم و صفاء اذهانهم و دقّة نظرهم بخلاف السّودان من الزّنج و غيرهم و انّما غلب عليهم الطّرب لفساد دماغهم فضعف لذلك عقولهم از احاديث معتبره مستفاد مىشود كه اهل هند در علوم نجوم و رياضى داناترين ساير خلقند